| • چکیده : |
,"«شبانهها» مشتمل بر پنج داستان دربارة موسیقی و شب با عنوانهای «آواز خوان»، «چه بارانی باشد، چه آفتابی»، «شبانه»، «نوازندگان ویولونسل» و «تپههای مالورن» است. در داستان «شبانه»، «استیو» نوازندة جاز است كه ظاهر جذابی ندارد و «هلن» همسرش با وجود علاقة زیاد نسبت به او، از ظاهر استیو ناخشنود است. «بردلی ابستیونسن» مدیر برنامة تلویزیونی و دوست استیو به او پیشنهاد میكند برای به دست آوردن ظاهر جذاب، جراحی كند. او بعد از كلنجار رفتن با خود، با تشویق همسرش تن به عمل جراحی میدهد و در خانهای روی تپهای در هالیوود دوران نقاهتش را میگذراند. او در آنجا متوجه میشود كه «لیندی گارونر»، ستارة سینما، با او همسایه است و مثل او دوران نقاهت جراحی روی صورتش را میگذراند. استیو و لیندی با هم آشنا میشوند و لیندی كه تحت تاثیر نوازندگی او قرار رفته است مجسمهای به عنوان قدردانی از هنر موسیقی به او میدهد كه معمایی پشت این مجسمه نهفته است." |