| • چکیده : |
,"«شراب سرخ» داستان حاكم مسلمانی است كه علاقه دارد دریابد چرا خداوند نوشیدن شراب را حرام كرده است. پیرمردی دانا نشانی قصری را به وی داده و میگوید پاسخ پرسش خویش را در آنجا مییابی. حاكم به همراه وزیر خویش در كسوت در راهماندگان بر در آن قصر رفته و اذن دخول میخواهند و در آن منزل دو قبر مییابند. بانوی قصر داستان خویش را با آنان بازگفته و اظهار میكند كه با برادر خویش به تنهایی زندگی میكرده و شبی برادر مست و بیخود از شرب خمر نزد وی آمده و چون فردا به كرد? خویش آگاه میشود با خنجری جواهرنشان خود را از بین میبرد. خواهر چون كودكش به دنیا میآید، خنجر را بر كمر وی بسته و بر در مسجدی رهایش میكند. سالها بعد این بانو جوانی را دیده و هر دو به هم دل میسپارند و با یكدیگر ازدواج میكنند. اما چون زن در اولین صبح زندگی مشترك، خنجر همسر خویش را بازمیشناسد حیران مانده و واقعه را با وی بازمیگوید. مرد جوان این داستان را تاب نیاورده و خود را با همان خنجر از پای درمیآورد. حاكم كه به خوبی پاسخ خویش را یافته است با زن ازدواج و او را به قصر خویش منتقل میكند. این مجموعه علاوه بر داستان شراب سرخ دربردارند? دو داستان كوتاه دیگر با عنوان پریزاد؛ و دردسرهای احمد است." |