| • چکیده : |
,"پیرمردی كه از ابتدای كودكی نابینا بوده به مرد بزرگی تبدیل شده است. چرا كه در تمام حالات شاكر خدای بزرگ بوده و هرگز نابینایی خویش را نشان كملطفی او ندانسته است. مرد با وجود اینكه از نعمت بینایی محروم است اما دل بزرگی دارد و عقلی سلیم كه میتواند همهچیز را سنجیده و به درستی نتیجهگیری كند. هرگز كسی حرف ناشایست و رفتار نادرستی از وی ندیده است. او آنقدر به آموختن علاقه دارد كه به حوزهی علمیه رفته و به بحث و صحبتهای طلبهها گوش داده و مطالب بسیاری از این راه آموخته است تا جایی كه بسیاری، مشكلات و مسائل دینی خویش را از او میپرسند. شفی پیر نابینا در تمام طول زندگی خویش از لحظهلحظهی آن لذت برده و همیشه شاكر نعمتهای بیكران الهی بوده است." |