| • چکیده : |
سهراب "نوجوانی است كه بر اثر وضعیت ناهنجار خانواده، به ویژه اخلاق و رفتار بد پدر، به امید یافتن برادر بزرگترش از خانه میگریزد .برادرش ورزشكار معروفی بوده كه اینك به تهران رفته است .سهراب در تهران با پسركی دست فروش به نام "حمید "آشنا میشود و بدین واسطه به جمع دست فروشان تحت امر چراغعلی میپیوندد .حمید كه به صداقت سهراب پی برده، از او میخواهد با "چراغعلی "همكاری نكند، زیرا "چراغعلی "از نوجوانان برای توزیع مواد مخدر سوءاستفاده میكند .پس از اتفاقاتی كه برای سهراب و حمید پیش میآید، سرانجام با همت حمید، برادر سهراب پیدا میشود |