| • چکیده : |
,"موضوع داستان حاضر مشكلات جوانان از لحاظ تفاوت جایگاه اجتماعی در زمینهی ازدواج است. كتاب، داستان دختری به نام "پگاه" است كه در روز بارانی در یك كافیشاب به طور اتفاقی یكی از همكلاسیهای دوران دبیرستانیاش را میبیند. چند روز بعد، آن دو در جشن تولد یكی دیگر از دوستان دوران تحصیلشان شركت میكنند كه بسیاری دیگر از همكلاسیهای قدیمی نیز در آنجا حضور دارند. پگاه در آنجا متوجه میشود كه یكی از دوستانش به نام "شهره" مشكلی دارد. پس از آن مهمانی تلفنی با یكدیگر تماس میگیرند، شهره در گورستان با پگاه قرار میگذارد تا قبر نامزدش را به او نشان دهد و قصهی زندگیاش را بازگو كند..." |