| • چکیده : |
,"در حكایت دعوای الكلی میخوانیم: چهار جهانگرد عرب، ترك، مارس و رومی یك درهم بدست آوردند. مرد فارس میخواست با آن یك درهم انگور بخرد، مرد عرب عنب، مرد ترك ازم، و مرد رومی استافیل. آنها سر این كه چه چیز بخرند، با هم دعوا میكردند، در حالی كه زبان یكدیگر را نمیفهمیدند. تا این كه مرد زباندانی از آنجا میگذشت، وقتی كه قضیه را فهمید، رفت و با پول آنها انگور خرید. آنها فهمیدند كه همگی یك چیز میخواستند، اما سر اسم آن دعوا میكردند. جلد سوم از مجموعة «چهل حكایت از مثنوی مولوی» مشتمل است بر هشت حكایت برای گروه سنی «ب» و «ج» با عنوانهای درخت جاودانگی، خندة چشمبسته، دعوای الكلی، بوی فیل، شیرنواز، قند و گل، دستها بالا، و سود سیلی." |