| • چکیده : |
,"در جنگل شیری بود كه هر روز حیوانات را میخورد. روزی حیوانات به او پیشنهاد دادند كه خودشان داوطلبانه یكی را میفرستند تا شیر بخورد. روزی كه نوبت خرگوش بود. دیرتر نزد شیر رفت. شیر علت را پرسید. خرگوش گفت: «من خرگوش چاقی را برای شما آورده بودم، اما در راه شیری قویتر از شما، آن را از من گرفت. از خرگوش خواست تا آن شیر را نشانش دهد. خرگوش شیر را به سر چاهی برد و شیر درون چاه را دید و با دیدن تصویرش در آب تصور كرد شیری به او نگاه میكند. عصبانی شد و به درون چاه پرید و غرق شد. به این ترتیب همة حیوانات از شر شیر خلاص شدند. «شیر و خرگوش» از مجموعه «داستانهای زیبای مولوی» است كه با نثری ساده و روان و تصاویری متناسب با آن برای گروه سنی «ب» و «ج» تدوین شده است. همچنین در كتاب شعر این داستان و مختصری از زندگینامة مولوی آورده شده است." |