| • چکیده : |
داستان درباره شیری شجاع به نام شیرشاه "است كه در گوشهای از جنگلهای آفریقا حكومت میكند" .شیرشاه "پس از این كه فرزندش به دنیا میآید او را "سیمبا "مینامد و او را جانشین خودش معرفی میكند .اما "اسكار "برادر شیرشاه كه از این مسئله ناراحت شده، تصمیم میگیرد هر دو آنها را از بین ببرد .از همین رو، پس از اتفاقاتی، "شیرشاه "را از صخرهای به زیر میاندازد و میكشد" .سیمبا "را نیز مجبور به ترك آن سرزمین میكند .در پی آن، شیر جوان از آن جا میرود، اما پس از پشت سر گذاشتن ماجراهایی به سرزمین خود باز میگردد و "اسكار "را به سزای اعمال خود میرساند و بدین ترتیب جانشین پدر میشود .داستان برای گروه سنی "ب "ترجمه و در صفحات مصور و رنگی چاپ شده است ." |