| • چکیده : |
,""پونه" به همراه پدر و مادرش در خان? "صادقخان" كار میكرد. او خیلی زود پدرش را از دست داده و همراه مادرش زندگی را میگذراند. تا این كه در یكی از شبهایی كه درخانه مهمانی برپا بود، "كامران" ـ برادر صادقخان ـ مادر پونه را میبیند و برای رسیدن به اهداف پلید خود به او وعد? زندگی شیرینی را در شهر میدهد؛ "گلكوه" ـ مادر پونه ـ پیشنهاد او را رد میكند و طی ماجراهایی از دنیا میرود. پس از آن پونه برای كار كردن به خان? "ماهملوك" ـ دختر صادقخان ـ فرستاده میشود. ماهملوك پونه را به عنوان پرستار فرزندش انتخاب میكند و پونه در آنجا هنرهای زیادی را نزد ماهملوك فرا میگیرد، تا این كه در میهمانیای كه به مناسبت تولد فرزند ماهملوك برگزار شده بود چند تن از دوستان فرنگی داریوشخان ـ شوهر ماهملوك ـ پونه را دیده و از ماهملوك تقاضا میكنند پونه را به مدت 12 سال به آنها بدهد تا برای پرستاری از فرزندشان به انگلستان ببرند، و در ضمن آیند? او را نیز تامین كنند. پونه طی ماجراهایی مجبور به پذیرش این پیشنهاد میشود و این امر زندگی او را دگرگون میسازد." |