| • چکیده : |
((آستاره)) یا((ستاره)) رمانی است بیانگر مسائل اجتماعی موجود در جامعه روستایی و عشایری كشور .آبادی((گل پیازه)) چند روزی شاهد اتفاقات عجیب و مرموزی شده بود .((آیار علی)) پیرمرد پنجاه ساله آبادی بعد از عمری تنهایی اكنون میخواهد همسر اختیار كند .او مردی است ثروتمند و بانفوذ كه همه اهالی میخواستند بدانند كه سرانجام كدام دختر خوشبخت روانه خانه او میگردد .((مش سلیمان)) پدربزرگ((ستاره)) تنها كسی بود كه به این موضوع فكر نمیكرد .او پس از به قتل رسیدن دخترش، سرپرستی((ستاره))، نوهاش را بر عهده گرفته بود . قرار بود به زودی مراسم نامزدی((ستاره)) با((محمدحسین)) یكی از پسرهای روستا بر پا شود ;در حالی كه ... |