| • چکیده : |
راوی در این داستان زندگی پر فراز و نشیب خانوادهای سنتی را حكایت میكند .مش خلیل "صاحب چهار پسر است كه هر یك ازدواج كرده و صاحب فرزند شدهاند .در این میان "ایرج "یكی از پسران، از تصمیم پدر سرپیچی نموده و با دختر دلخواهش ازدواج كرده در نتیجه صاحب دختری به نام "شقایق "شده است .پس از چند سال ایرج كه از طرف پدر از خانواده رانده شده بر اثر بیماری ناگهانی میمیرد .از این رو همسر و دخترش ناگزیر به خانه پدربزرگ نقل مكان كرده و در آن جا در كنار سایر اعضای خانواده زندگی میكنند .شقایق به تدریج بالنده میشود و پسر عمویش "منوچهر "سخت به او دل میبندد و ..." |