| • چکیده : |
,""عالیجناب پنگوئن" داستان هذیانهای ذهن دیوانهای، ساكن تیمارستان، در خصوص شخصی است كه دیوانه او را بزرگ میدارد و برایش احترام غیرقابل وصفی قائل است. در ذهن او، بیمارستان روانی و مدرسه، یك معنا را دارد و همان كه سعی كرده از آنجا بگریزد و خود را به دیوار كوبیده، بسیار بزرگ است. دیوانه میاندیشد او دارای اطمینان فضایی بوده و میتوانسته اقیانوس را ببیند. او در لانه یا خان? یخی و شفافش زندگی میكرده و پس از آن كه تركی به طول هم? عرض اقیانوس بر روی یخها افتاده همه شنیدهاند كه كسی گفته: خانمها، آقایون: عالیجناب پنگوئن..." مجموع? حاضر حاوی ده داستان كوتاه تحت برخی از این عناوین است: گلابی كال؛ ماتادور؛ جهانبخش؛ گلادیاتور؛ و تقدیم به عباد." |