| • چکیده : |
,""محمدتقی" پس ازمرگ پدر به همراه مادر و خوهران و برادران خود راهی منزل عمو میشود. عمو نیز كه از وضعیت بد زندگی آنها مطلع است با روی خوش، از آنها پذیرایی كرده و به محمدتقی مبلغی پول میدهد تا بتواند با آن به كاری مشغول شود. محمدتقی، سرانجام در یك بنگاه املاك مشغول به كار شده و ازدواج میكند. رفتهرفته، عشق به كسب ثروت چنان در دلش جای میگیرد كه حتی در فكر حلال و حرام خویش نیست. محمدتقی سرانجام به عذابی نامریی (ابتلا به بیماریهای مختلف) دچار شده و همسر و فرزندانش نیز عاقبتی بهتر از او نمییابند. این داستان، تصویری است از كسانی كه در دنیا هدفی جز كسب ثروت ندارند، اما سرانجام به عذاب نامریی دچار شده و نتیجهی یك عمر زحمات آنها نصیب دیگران میشود." |