| • چکیده : |
,"وقایع این داستان در سالهایی شكل گرفته است كه مردم شهر باكو در جمهوری آذربایجان كنونی، هنوز نخستین سالهای حكومت شوروی را تجربه میكردند، و مشكلات اقتصادی بر مناسبات اجتماعی تاثیر فراوانی گذاشته بود از این رو، آمد و شد از هر دو سوی مرز، هم چنان رواج داشت و مهاجران اغلب برای دسترسی به كار و زندگی بهتر، راهی باكو میشدند. آن رفت و آمدها در تندباد حوادث و مناسبات اجتماعی، طیفی از وقایع گوناگون از عشق تا نفرت و هم چنین حسرت دیدار زاد و بوم را به وجود آورد. این داستان با الهام از گفتههای یكی از قهرمانان اصلی به نام "كشور" كه تلخیهای آن زمان را از نخستین روزهای جوانیاش تجربه كرده بود، شكل گرفته است. اما نیروی پایدار شور زندگی، این مجال را به او میدهد تا بابردباری، حوادث اندوهبار را پشتسر بگذارد؛ حوادثی كه جوانی او را یكسره بلعیده بودند...." |