| • چکیده : |
فضای داستان مربوط به دهههای گذشته است .كاتلین "و "جانی "زن و شوهری هستند كه در پی بروز اختلاف، جدا از هم به سر میبرند .اختلاف از آن جا ناشی شده كه كاتلین فرزند ناقص الخلقه به دنیا میآورد .جانی معتقد است خون كاتلین نفرین شده است، زیرا مادرش بدكاره بوده و به همین سبب گرفتار چنین وضعی شدهاند .جانی پس از آن، به جبهه جنگ میرود و بعد از چهار سال، مراجعت میكند .از طرفی كاتلین برای دیدن جانی به ایستگاه قطار آمده، اما با مردی روانی روبهرو میشود كه سخت او را زیر نظر دارد .این مرد كاتلین را میرباید و در جایی حبسش میكند .از طرفی "جانی "پس از پشت سر گذاشتن موانعی كاتلین را نجات میدهد و ..." |