| • چکیده : |
,""سارا"، فرزند میانی خانواده، روزی به وسیلهی تلفن متوجه میشود پدرش كه سالها پیش آنها را ترك كرده و به خارج از كشور مهاجرت نموده، قصد بازگشت دارد. او پس از مشورت با خواهرش و همسر وی ماجرا را با مادرشان درمیان میگذارد و با عكسالعمل تند و منفی مادر روبهرو میشود. مادر بچهها ادعا دارد كه ناخواسته با پدر آنها ازدواج كرده و از عشق واقعیاش جدا افتاده است. پدر نیز برای انتقام با منشی شركت ازدواج كرده و به شرط بخشش مهریه از سوی مادر، بچهها را به او واگذار كرده و رفته است. با خواهش دخترها و پسرها بالاخره مادر به آمدن وی رضایت میدهد. همگی پس از بازگشت پدر متوجه میشوند همسر دوم وی پس از خروج از كشور از او جدا شده و حالا سالهاست كه پدر به تنهایی زندگی میكند. به خواهش همه مادر و پدر از گناهان یكدیگر میگذرند و دوباره زندگی را از سر میگیرند. سارا در یزد به دانشگاه میرود و پس از اتفاقات عاطفیای كه برایش پیش میآید عاقلانه و بهتر به ادامهی تحصیلش میپردازد تا روزی كه نزد خانوادهاش بازگردد." |