| • چکیده : |
,"عشق ناشی از طبیعت ماست؛ غریزه و استعدادی است كه خدا در وجود ما به ودیعه نهاده است. با شكوفا شدن عشق، به واقع انسان میشویم و از حیوانیت فاصله میگیریم. عشق یعنی هستی. اگر عشق نبود هستی نیز وجود نداشت. كلید حل معمای هستی و یا كلید حل مساله حضور و وجود انسان در هستی عشق است. عشق كه از راه میرسد، عقل و تجربه غایب میشوند. عشق مقولهای است خارج از تجربه و عقل. وقتی عقل سر میرسد، عشق از در دیگری میگریزد. كتاب حاضر پس از تعریف عشق و تفاوت عشق اصیل و بدلی به مباحث مختلفی دربارة عشق اختصاص دارد كه از آن جمله است: حسادت و عشق؛ درجات عشق؛ رابطة عشق و زیبایی؛ رابطة عقل و عشق؛ عوامل زایل كنندة عشق؛ ریشة عشق و نفرت؛ و رابطة عاشقانة سالم." |