| • چکیده : |
عقاب شعر بلندی است از پرویز ناتل خانلری كه در این نوشتار مختصر در صفحات رنگی، به صورت آكاردئونی به چاپ رسیده است .شعر، گفت و گویی است میان یك عقاب و زاغ كه طی آن، عقاب از طول عمر زاغ جویا میشود، اما هنگامی كه از راز زاغ با خبر میگردد، عمر كوتاه اما با عزت و سربلندی را به عمر طولانی همراه با ذلت و خواری ترجیح میدهد .شعر چنین آغاز میشود : "گشت غمناك دل و جان عقاب/ چو از او دور شد ایام شباب/ دید كش دور به انجام رسید/ آفتابش به لب بام رسید/ باید از هستی دل برگیرد/ ره سوی كشور دیگر گیرد/ خواست تا چاره ناچار كند/ دارویی جوید و در كار كند/ صبحگاهی ز پی چاره كار/ گشت بر باد سبك سیر سوار/ گله مه آهنگ چرا داشت به دشت/ ناگه از وحشت پر ولوله گشت/ ."..." |