| • چکیده : |
,""كیت" دختر نوجوانی است كه در یك مهمانی با "جو" كه خلبان است، آشنا میشود. دوستی این دو تا شروع جنگ ادامه مییابد. با آغاز جنگ، "جو" مجبور به ترك او میشود. چند سال بعد، هنگامی كه كیت، دختر جوان و جذابی شده دوباره همدیگر را میبینند و كیت او را به خانوادهاش معرفی میكند. كیت منتظر پیشنهاد ازدواج از طرف جو میماند، اما جو از او تقاضای ازدواج نمیكند. در این هنگام خانوادهاش از او میخواهند كه با "اندی" كه دوست خانوادگی آنهاست ازدواج كند؛ اما او نمیپذیرد و پدر كیت با جو حرف میزند و او قبول میكند كه با كیت ازدواج كند، اما زمانی كه كیت پی میبرد كه جو به خاطر پیشنهاد پدرش میخواهد با او ازدواج كند؛ حاضر به ازدواج با جو نمیشود و...." |