| • چکیده : |
,"زنی، پسر خود «سعیدو» را در مدرسه ثبتنام میكند. او پسری شرور است و تمایل ندارد به مدرسه برود، اما مادرش به اجبار او را به مدرسه میبرد و او نیز در مدرسه همه را اذیت میكند. تا این كه معلم سعیدو موفق میشود او را به مدرسه علاقمند كند. سعیدو هربار كه به درس معلم گوش میدهد به منزل رفته و سعی دارد چیزهایی را كه آموخته عملا اجرا كند. مدتی میگذرد تا این كه وی یك تور ماهیگیری تهیه كرده و به كنار دریا میرود تا ماهی بگیرد. دوبار این كار را انجام میدهد، ولی نتیجهای نمیگیرد، تا این که بار دیگر راه حل جدیدی برای ماهیگیری به ذهنش میرسد." |