| • چکیده : |
,"این كتاب مصور و رنگی، حكایت مردی به نام "علیبابا" است. او هرروز به دشت و صحرا میرفت و هیزم جمع میكرد، آنها را به شهر برده و میفروخت و از این طریق امرار معاش میكرد. روزی، زمانی كه مشغول جمعآوری هیزم بود، چهلسوار را دید كه هریك كیسه یا صندوقی به همراه داشت. آنها به دهانهی غاری نزدیك شدند و با خواندن وردی داخل غار شده و صندوقها را داخل آن گذاشتند و رفتند. پس از رفتن آنها "علیبابا" به غار نزدیك شد و با خواندن همان ورد توانست به داخل غار راه یابد. او با مقدار فراوانی طلا و جواهرات روبهرو شد و.... مخاطبان كتاب گروه سنی "ب" هستند." |