| • چکیده : |
,"عمارت سرخ، بسیار زیبا، استوار، عظیم و در عین حال مرموز، متعلق به خاندان بزرگنیا بود. آقای بزرگنیا بعد از سالها زندگی در لندن، با همسر و دو دختر جوان تحصیلكردة خود به ایران میآیند و در عمارت سرخ ساكن میشوند. مهبانو در لندن متولد شده و در رشتة ادبیات انگلیسی تحصیل كرده و بر اثر تربیت مادر، به اخلاق و رسوم ایرانیان آگاهی دارد. او به محض ورود به عمارت، برای خود اتاقی در گوشة متروك عمارت انتخاب میكند و با امیرعلی نوة مشتقی و گلینباجی مستخدمین عمارت، آنجا را برای زندگی تعمیر و مرتب میكند. مهبانو دختری جسور و علاقهمند به مسایل مرموز و هیجانانگیز است. او در آن خانه كتاب سفید نانوشتهای را مییابد و در یك روز خطوط زیبایی در كتاب جلوی چشمان او ظاهر میشود كه مهبانو را متوجه این موضوع میكند كه با ممارست میتواند در عرض زمان گذر كند و حقایق مدفون را كشف نماید. بدینترتیب مهبانو قدرت موروثی سفر به گذشتهها را مییابد و سفر خود را آغاز میكند." |