| • چکیده : |
,"اگر نخستین واكنش دور? مشروطه در برابر تمدن جدید غرب، شیفتگی هرچه تمامتر بوده، در عوض واكنش دوم (سالهای ده? 1350) خودداری از پذیرش آن همراه با زبانی سیتزنده بود. در هر دو حالت هیچگاه به غرب به مثابه یك الگوی معرفتی جدید، كه راه بریدن از گذشته را نشان میداد و قوانین و منطق ویژ? خود را داشت، برخورد نشد، بلكه به عنوان كانونی از همدستی نیروهای پنهان در نظر گرفته شد كه به یمن تواناییهای مادیاش بر جهان ما دست میانداخت، بنیادهامان را میلرزاند، رسوم ما را از بین میبرد و رفتهرفته با كشاندن ما به بردگی سیاسی و فرهنگی فضیلتهایمان را تباه میكرد. از دوران مشروطه به بعد سالهای بسیاری گذشت تا واكنش علیه شبه مدرنیسم بتواند در اندیشه و عمل انسجام یابد. یكی از نخستین ثمرات این واكنش، تالیف غربزدگی به وسیل? مرحوم جلالآل احمد است. این اثر را میتوان نقط? آغاز جدلی روشنگر و سازنده با هدف شناخت هویت فرهنگی مردم دانسته كه اینك به چاپ مجدد رسیده است. برخی از عناوین كتاب عبارت است از: طرح یك بیماری؛ نخستین ریشههای بیماری؛ نخستین گندیدگیها؛ راه شكستن طلسم؛ و كمی هم از ماشینزدگی." |