| • چکیده : |
,"این داستان از زبان دختری به نام تهمینه است كه در خانوادهای سنتی زندگی میكند. در این خانواده پدر تصمیم میگیرد كه دختر با چه كسی ازدواج كند ولی تهمینه به دوست بردارش یعنی شهاب علاقهمند است. شهاب به سربازی میرود و پدر از این فرصت استفاده كرده تهمینه را به عقد مردی 45 ساله و متأهل درمیآورد. تهمینه متوجه میشود كه آن مرد عقیم است و پس از 8 سال از او جدا میشود. در این زمان شهاب متأهل است و لی بازهم از تهمینه خواستگاری میكندو تهمینه به او جواب رد میدهد. در یك میهمانی تهمینه با كامران آشنا شده و با او ازدواج میكند. پس از 6 ماه باردار میشود ولی كامران كه به خاطر مشكلات مالی انتظار بچه را ندارد ناراحت شده و او را ترك میكند. تهمینه در منزل پدرش وضع حمل میكند. بچه تهمینه خوشقدم و اوضاع مالی كامران بهبود میتیابد. سپس فرزند دوم آنها نیز به دنیا میآید. در این زمان تهمینه مشكلات زندگیاش را با درایت پشتسر گذاشته و شاهد زیباییهای آن است." |