| • چکیده : |
قصه مصور حاضر درباره مرد خاركن فقیری است كه با فروش خار به نانوا، قوت لایموتی برای همسر و فرزندانش تهیه میكند و از كمك به همسایگان مستمندش هم غافل نمیشود .روزی مرد خاركن در بیابان به چاهی میافتد و از آن جا به باغ و خانهای بزرگ وارد میشود كه پر از نعمت و ثروت است .او نیز هر آن چه میتواند به همسایگان و تهیدستان كمك میكند و به باغبانی میپردازد .مرد خاركن نیز از آن خانه و باغ هر آنچه میتواند برمیگیرد و میان تهیدستان و همسایگان خود تقسیم میكند و باغبانی در همان خانه زندگی سعادتمند و مرفهی را در پیش میگیرد اما هیچگاه از حال مستمندان غافل نمیشود . |