| • چکیده : |
,"«گوهر» دختری زیبا و سومین دختر خانواده بود. آنها در روستای مهاباد در درهای به نام «سپیدان» زندگی میكردند. او دو خواهر به نام گلبهار و گلناز و برادری به نام گلمراد داشت. پدر، میراب ده بالایی و مادرشوهرش «شهربانو» هنگام زایمان مراد از دنیا رفته بود. گوهر دختر حساسی بود و از تمام زیباییهای اطراف لذت میبرد. بیشتر عمر او در كنار دار قالی و كارهای مربوط به زندگی روستانشینی میگذشت. او به زحمت تحصیلات خود را تا پنجم ابتدایی رسانده بود و به دلایل منطقی از سوی ریشسفیدان امكانات تحصیلی به ده آنها راه نیافته بود. هزاران كیلومتر دورتر از محل سكومت گوهر، در یكی از شهرهای بزرگ و پیشرفتة ایران دختری به نام «شیرین» همسن و سال گوهر زندگی میكرد. بین زندگی ساده و مختصر گوهر و زندگی پر از دغدغه و تجملات شیرین فرسنگها فاصله بود. زندگی گوهر روستانشین و زندگی شیرین شهرنشین و نحوة تفكر و دید آنها به دنیا و اطرافش در این كتاب به تصویر كشیده شده است." |