| • چکیده : |
,"«شیرزاد» كه با دوستش در كنار رود به بازی مشغول است، متوج? عدهای از سربازان دشمن میشود كه برای شناسایی وارد آن منطقه شدهاند. او خیلی سریع و به آرامی خود را عقب كشیده و سعی دارد این موضوع را به عمویش اطلاع دهد. اما در بین راه با دو تن از سربازان خودی، كه مجروح شدهاند، روبهرو شده و از سوی آنها مامور میشود خبر حضور عراقیها در منطقه را به نیروهای حاضر برساند. شیرزاد به خوبی ماموریت خود را به انجام رسانده و راهی روستا میشود تا عمو را از نگرانی برهاند. اما در لحظ? رسیدن به عمو، ناگهان مورد اصابت گلول? دشمن قرار گرفته و در آغوش پرمهر و نگران وی جان میسپارد. داستان مذكور برای گروه سنی نوجوان نگاشته شده است." |