| • چکیده : |
,""فانی" كه در امتحانات كنكور قبول نشده به طور اتفاقی با پسری به نام "رضا" آشنا میشود كه پزشك است. فانی و رضا به یكدیگر دل میبندند، اما طی اتفاقاتی رضا مجبور میشود با دختر خالهاش ازدواج كند. از طرفی فانی با كمك شخصی به نام "آرشا" كه استاد دانشگاه است، در كنكور قبول میشود و ادامهی تحصیل میدهد. طی این ملاقاتها میان آنها علاقهای به وجود میآید. اما در این میان رضا، همسر سابقش را از دست میدهد و این امر زمینهی ازدواج فانی و رضا را فراهم میآورد. آن دو پس از مدتی صاحب دختری به نام "تداعی" میشوند. سالها بعد به طور اتفاقی تداعی با پسر آرشا به نام "آرش" ازدواج میكند"" |