| • چکیده : |
,"این فیلم، داستان معلمی است كه متوجه میشود چند نفر از شاگردانش به كافهی "فرشتهی آبی" میروند و البته بیشتر به خاطر تماشای رقاصهی كافه به آن جا آمد و شد میكنند. معلم كه چنین محلی را مناسب حضور شاگردانش نمیداند یك شب برای غافلگیر ساختن آنها به آن جا میرود و آنان را از این كار منع میكند. اما اتفاقی كه میافتد این است كه معلم خود به دام عشق رقاصهی زیبا و اغواگر دچار میشود، و مدرسه و معلمی را رها میكند. او عاقبت با ازدواج با رقاصه، همراه با گروه نمایش، آوارهی شهرهای دیگر میشود تا این كه باز برای نمایش به شهر خود و كافهی "فرشتهی آبی" برمیگردد. این بار نیز او در گروه نقش دلقك را بازی میكند. همهی این كارها و فداكاریها به عشق رقاصه كه زنش است انجام میدهد، اما...." |