| • چکیده : |
,"ضحاك ماردوش، كه فریب ابلیس را خورده بود، در سالهای فرمانروایی خود در ایران ظلم و ستم فراوانی به مردم كرد. او هرشب مغز دو انسان را به مارها میخوراند تا این كه دوجوان به نام «ارمایل» و «كرمایل» خود را به عنوان آشپز معرفی كردند و هرشب به جای مغز یكی از آدمها، مغز گوسفند را به ضحاك خوراندند و مرد نجات یافته را با گوسفندانی به صحرای دور فرستادند تا زندگی كند. بدینترتیب آنها توانستند دویست مرد را نجات دهند. ضحاك ماردوش بعد از سالها ستمكاری و غارت و كشتن مردم بیگناه یك شب خواب عجیبی دید، تعبیر خواب توسط خوابگزاران و ستارهشناسان او را به وحشت انداخت و بهانهای برای ستمگریهای جدید به دست او داد. كتاب مصور حاضر كه برگرفته از شاهنامة فردوسی است برای كودكان گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است." |