| • چکیده : |
,"محسن و محمد دباغی كه در یكی از محلههای اصفهان همسایة یكدیگر بودند، از كودكی با هم دوست بودند و در یك مدرسه درس میخواندند. مردم محله آنها را دوقلوی افسانهای میخواندند. سالها بعد محسن دانشجوی رشتة حقوق دانشگاه تهران، پس از عقد سوسن به علت فعالیتهای سیاسی قبل از انقلاب اسلامی دستگیر میشود. و به زندان میافتد ولی در پی حوادثی از زندان فرار میكند. محمد كه از این ماجرا خبر ندارد و در این مدت با نرگس ازدواج كرده است، برای دیدن محسن به زندان مراجعه میكند، ولی خود گرفتار شده و زندانی میشود و حتی زمانی كه زندانیان توسط انقلابیون آزاد میشوند، اثری از او پیدا نمیكنند." |