| • چکیده : |
,"تیمور، مرد زحمتكش روستایی است كه با كشاورزی زندگی آرام و دلپذیری را به همراه همسرش «آسیه» و دخترش گلی میگذارند، اما به پیشنهاد آسیه به امید زندگی بهتر، خانه و زمینش را میفروشد و راهی شهر میشوند. برخلاف انتظار، آنها زندگی سختی را تجربه میكنند، به طوری كه آسیه به رختشویی و قالیبافی روی میآورد و بعد از مدتی بیمار میشود. تیمور به دلیل ناتوانی در تامین مخارج زندگی از آسیه جدا میشود و آسیه به همراه گلی نزد مادرش برمیگردد. اما تیمور در شهر میماند و زندگی فلاكتباری را برای خود رقم میزند و برای تامین مخارج خود دست به دزدی و گدایی میزند اما سرانجام با كمك گلی از وضعیت موجود رهایی پیدا میكند و دوباره نزد خانواده بازمیگردد." |