| • چکیده : |
داستان این فیلمنامه مربوط به زمان حمله مغول به ایران و تاراج آنها در خوارزم است .در آن زمان پوریای ولی (محمود) به مكتب میرود و پدر او پوربابا "نیز به كار آهنگری مشغول است .روزی سربازان مغول به هنگام گرفتن مالیات، "پوربابا "را مسخره و تحقیر میكنند .این امر باعث درگیری وی با سربازان مغول میشود، در پی آن، كسبه بازار نیز وارد ماجرا شده اوضاع ناآرام میشود" .پوربابا "فرزند خود، پوریا را به شیخ میسپرد .پوریا چند روزی را در خانقاه میگذراند تا این كه با پهلوان فرامرز آشنا میشود، سپس با حمله مغولان به خانقاه از آن جا میگریزد آن گاه ماجراهایی روی میدهد كه فیلم براساس آن تدوین میشود ." |