| • چکیده : |
,"«آقاشیخ مرتضی» برای یك سفر تبلیغی در ماه محرم به روستایی دورافتاده میرود. در راه بازگشت اتوبوس خراب میشود و شیخ ادامه مسیر را پیاده طی میكند. در راه مرد درشتهیكلی با لیوان چای از او پذیرایی میكند و شیخ به خواب میرود. در خواب آن مرد را میبیند كه سد راهش شده و از شیخ باج میخواهد. شیخ كه پولی ندارد برای مرد روضه علیاصغر میخواند و مرد درشتهیكل، منبر شیخ میشود. مرد از روضه شیخ منقلب شده و در خواب میبیند كه خانم فاطمه زهرا(ع) شفاعت او را میكنند چرا كه او منبر روض? فرزندش حسین شدهاست. مرد توبه میكند. شیخ از خواب بیدار شده و متوجه میشود كه آن مرد سالها پیش مردهاست. داستان ذكر شده یكی از چهارده داستان این كتاب با نام «منبر» است. موضوع هفت داستان آن امام حسین(ع) و عاشورا و هفت داستان دیگر امام زمان(عج) و نشانههای ایشان است. تمامی داستانهای كتاب در قالب فیلمنامه گردهم آمدهاند." |