| • چکیده : |
,"«لارنسها»، پدربزرگ و مادربزرگ مادری «ست» و «كندرا» فوت میكنند و در وصیتنامة خود قید میكنند كه تمام اقوام آنها به صورت رایگان با یك كشتی تفریحی اسكاندیناویایی به مسافرتی 17روزه بروند. پدر و مادر برای سپردن ست و كندرا به پدربزرگ و مادربزرگ «سورنسونها» از روچستر به سمت جنگلهای كنكتپكت به راه میافتند. مادربزرگ به سفر رفته است و پدربزرگ اتاق زیر شیروانی را برای آنها در نظر میگیرد و محدودهای برای بازی آنها انتخاب میكند. او قانونی وضع میكند كه هركس از محدودة معینشده فراتر رود، مجازات 17 روز ماندن در اتاق زیر شیروانی برایش اجرا میشود. ست و كندرا قانون را میشكنند. ست دور از چشم پدربزرگ وارد جنگل میشود و پیرزنی ژندهپوش و بدبو را میبیند كه با لثهای خونین در حال جویدن طناب است و كندرا دریاچة باشكوهی را كشف میكند كه طوطیها و قناریهایی در جزیرة وسط آن زندگی میكنند. وارد شدن ست و كندرا به خانة پدربزرگ برای آنها اتفاقات عجیب و غریبی را به ارمغان میآورد كه در این كتاب آمده است." |