| • چکیده : |
,"روزی شیری قدرتمند به جنگل سرسبز حیوانات وارد میشود، بعد از مدتی از شكار خسته میشود و حیوانات را مجبور میكند كه هر روز یكی را به قرعه نزد او بفرستند تا او آن حیوان را بخورد. حیوانات جنگل چارهای جز پذیرش سخن شیر زورگو نداشتند و هر روز یكی از حیوانات را نزد شیر میفرستادند. تا اینكه صبر حیوانات از زورگویی شیر به سر آمد و از خرگوش باهوش خواستند چارهای بیندیشد. خرگوش چارهای اندیشید و كمی دیرتر از وقت موعود نزد شیر رفت. به شیر گرسنه و خشمگین گفت: ما خرگوش را به وقت نزد تو فرستادیم ولی شیر دیگری او را گرفته و به چاه برده است. شیر به همراه خرگوش به كنار چاه آمد و عكس خود و خرگوش را در چاه دید و برای انتقام گرفتن از شیر درون چاه، پرید و غرق شد. حیوانات نیز از این كه خرگوش باهوش توانسته بود با فكر و اندیشه این مشكل را حل كند و شیر زورگو را از بین ببرد، از او تشكر كردند. این كتاب برای گروه سنی «ب» و «ج» داستانهایی با عنوانهای پسر كمحرف، مار و پونه، شنگول و منگول حبه انگور شغال حیلهگر، خروس زرنگ، آهوی تیزپا و... به نگارش درآمده است." |