| • چکیده : |
,"مردی به چهار نفر، چهار درهم داد تا با آن پول برای خودشان هرچه میخواهند بخرند. اما آن چهار نفر، هركدام اهل و ساكن شهر و دیاری خاص بودند. فارس، عرب، ترك و رومی، نژاد این چهار نفر بود و هركس با زبان خودش تكلم میكرد. فردی كه فارسی حرف میزد با خودش گفت: باید با این پول انگور بخریم. مرد عرب گفت باید عنب بخریم، مرد ترك گفت: باید اوزوم بخریم و فرد چهارمی كه رومی بود گفت: اختلاف و گفتوگو را رها كنید ما همگی استافیل خواهیم خرید. هر چهار نفر كه از زبان و خواستة هم سردرنمیآوردند، بگومگو كرده و كارشان به نزاع كشید. همة آنها یك چیز را مدنظر داشتند اما از روی نادانی با هم ستیزه میكردند. این كتاب مشتمل بر حكایتها، قصهها و پندهایی از مثنوی معنوی است كه هدف آن بیان نتایج سودمند عرفانی، اخلاقی و دینی است و با عنوانهای مختلفی از قبیل درخت زندگانی جاودانه، منافقان، مسجد میسازند، «گریه ارزان است، اما نان گران»، دشمن طاووس آمد پر او، پیامبر دروغین و پادشاه، در راه عشق باید مرد، توبة نصوح و... به نگارش درآمده است." |