| • چکیده : |
این كتاب داستان پسری است كه از آسمان به زمین میآید و به همین دلیل باران" نامیده میشود .او به جمع انسانها وارد میشود و چون حرف آنها را درنمییابد همراه آنها به جشن و پایكوبی نمیپردازد و از شهر اخراج میشود .باران به جنگل میرود و به تدریج با حیوانات و درختهای جنگل انس میگیرد .برای آنها آواز میخواند و قصه میگوید .او یك بار دیگر به دست مردم زمین گرفتار میشود، اما عاقبت به كمك پرندگان به آسمان رفته بر روی تكه ابری به خوابی شیرین فرو میرود .مخاطبان این داستان گروه سنی "ب "و "ج "هستند ." |