| • چکیده : |
,"كلنل «سرگئی كوتوف» یكی از قهرمانان نامدار و پا به سن گذاشتة انقلاب «بلشویكی»، دوست فرماندة جنگی «استالین» بود. او در خانة ییلاقی در كنار همسرش «ماروسیا» و دختر ششسالهاش «نادیا» زندگی خوب و خوشی را میگذراند. تا این كه «دیمتیری» اشرافزادة عضو سابق جنبش سفید و عضو فعلی پلیس مخفی حكومت استالین كه سالها ناپدید شده بود به خانة آنها آمد. ماروسیا و دیمیتری سالها پیش عاشق هم بودند و با ناپدید شدن دیمیتری، ماروسیا دست به خودكشی زده بود، اما نجات یافته و با سرگئی ازدواج كرده بود. وجود دیمیتری حس حسادت سرگئی را برانگیخته و زندگی او را متحول كرده بود. این داستان به صورت فیلمنامه به تصویركشیده شده است." |