| • چکیده : |
,""نگین" پس از ازدواج با یك پزشك، راهی خارج از كشور میشود و در آنجا درمییابد كه همسرش فساد اخلاقی دارد. نگین كه تحمل نگاههای معنادار اطرافیان را ندارد و از طرفی زندگی با مردی فاسد برای او غیرقابل تحمل شده سرانجام تصمیم میگیرد كه متاركه كرده و به ایران نزد خانوادهاش بازگردد. او پس از ورود به ایران، با "هامون"، دوست مشترك او و شوهر سابقش، روبهرو میشود. در این حال هامون از او خواستگاری كرده و میگوید كه شوهر سابقش به مریضی متبلا شده و از نگین حلالیت خواسته است. نگین پیشنهاد ازدواج هامون رامیپذیرد، آن دو سرانجام زندگی مشتركی را آغاز میكنند كه حاصل آن تولد پسری با نام "روزبه" است." |