| • چکیده : |
این داستان مصور و رنگی كه بر اساس یكی از حكایات مثنوی مولوی" تنظیم شده، درباره مرد ساده لوحی است كه برای خرید یك قوچ سفید به بازار دام فروشان میرود. پس از خرید قوچ در راه خانه، راهزنی او را تعقیب میكند و با زرنگی آن را از مرد ساده لوح میدزدد. راهزن به این اكتفا نمیكند و خود را به چاهی میرساند كه بر سر راه ساده لوح قرار دارد. مرد بیچاره در حالی كه میگرید. به نزدیكی چاه میرسد. در همین موقع راهزن، او را میفریبد و به طمع به دست آوردن سكه طلا به درون چاه میفرستد. بدین ترتیب مرد ساده لوح قوچ، لباسها و همه داراییاش را از دست میدهد. گروه سنی "ب" مخاطبان این داستان هستند." |