| • چکیده : |
,"در یك بركة زیبا، در یك جنگل بزرگ، حیواناتی از قبیل حلزون، كفشدوزك و ملخ كوچولو و آقازنبوره زندگی میكردند. در یك روز بهاری تولد ملخ كوچولو بود و دوستانش برایش جشن گرفته بودند. همه در حال خوشحالی بودند كه ناگهان همگی موجود عجیبی دیدند و خود را لای برگها پنهان كردند. غریبه كه یك آفتابپرست بود با شنیدن صدای خشخش برگها ناگهان رنگ بدنش عوض شد و وقتی روی تنة درخت رفت به رنگ قهوهای درآمد. كمكم حیوانات با شناختن آفتابپرست با او دوست شدند و او را در جشن خود شركت دادند. این كتاب مصور برای گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است." |