| • چکیده : |
,"«خلود» پسر اكسیر به علت خیانتهای یك سرهنگ عراقی كشته میشود. سرهنگ به ایران فرار میكند و اكسیر به همراه نوههایش برای گرفتن انتقام راهی ایران میشود تا سرهنگ را دستگیر و تحویل چند خانوادة عراقی دهد كه یكی از عزیزانشان به علت خیانتهای سرهنگ كشته شدهاند، او تلاش میكند تا پولی دریافت كرده و نوة بیمارش احلی را در بیمارستان بستری كند. او موفق میشود نهر -همسر سرهنگ- و هانیه كه ظاهرا دختر اوست را دستگیر كند و مریم و حلیمه نیز كه هركدام به نحوی درگیر ماجرا هستند، توسط اكسیر دستگیر میشوند تا سرنخی از سرهنگ به وی بدهند. شوكا دختری كه از یك پدر عراقی و مادری عرب است و در ایران بزرگ شده و در پی جریاناتی سرنوشت او نیز به این ماجرا گره خورده، راوی این وقایع است." |