| • چکیده : |
,"دختر نویسنده، از خوابهای خود داستان مینوشت، مدتی بود كه خواب نمیدید. زیرا خوابهای او را در كافة خواب دزدیده بودند. او میبایست خوابهای دیگران را شكار میكرد و از طریق آن داستان مینوشت. او در كافة خواب كه همة مشتریان به خواب میرفتند، بدون آن كه خواب ببیند، به عنوان پیشخدمت مشغول به كار شد. در همین حین دو دختر جوان وارد كافه شدند و دختر نویسنده برای اجرای نقشهاش و دزدیدن خواب پریشان به آنها نزدیك شد. ماجرای دختر نویسنده و شكار خواب دیگران در این نمایشنامه به تصویر كشیده شده است." |