| • چکیده : |
,"اسباببازیها در اتاق بازی "جكی" در كنار یكدیگر اوقات خوشی را میگذراندند تا این كه سر و كله اسباببازی جدیدی با نام كانگورو كوكی پیدا شد. او سبب ناراحتی و آزار و اذیت دیگر اسباببازیها شد به طوری كه همه از دست او عصبانی شدند. آنها تصمیم گرفتند كه به طریقی از دست او راحت شوند. بدینمنظور یك مسابقهی پرش ترتیب دادند. وقتی كانگورو شروع به پریدن كرد آنها سطل زباله را كه ارتفاع زیادی داشت حركت دادند. طوری كه كانگورو كوكی درون آن افتاد. او هرچه تلاش كرد نتوانست خود را نجات دهد تا این كه...." |