| • چکیده : |
,"«ـ كل اسدا... دستم به دومنت كت زوك خزونه گرفته، آبا داغ شدن، آتش، زنكا میخوان جونشونو در آب بكشن، بشورن، بیان به در، نمیتونن... الانم اذان میگن، مردكا میریزن تو حموم، رسوایی میشه، وخی یه فكری بكن. تور و دونی خدا، وخی...» متن فوق، قسمتی از داستانی است كه عنوان كتاب حاضر را دربرمیگیرد. این مجموعه مشتمل بر ده داستان طنزآمیز فارسی است. عنوانهای داستانها عبارتاند از: التزام؛ بازار كلاه؛ شهر یعنی محلة شهر؛ صفر مشصغری؛ تغار و خیرالنسا؛ من غضنفر 60 سال دارم؛ همه ناپی بییون؛ نایبرئیس انجمن سخنرانی و تشك كامی." |