| • چکیده : |
,"«موگیلی»، تمام عمرش را در جنگل زندگی میكرد. «باگرا» ببری بود كه روش زندگی در جنگل را به او یاد داده بود. «بالو» نیز دوست دیگر موگیلی بود كه گاهی اوقات با او به گردش میرفت. اما خطراتی در جنگل وجود داشت كه موگیلی را تهدید میكرد. یك روز یك میمون بدجنس او را دزدید، اما باگرا و بالو او را نجات دادند. یك بار هم «كاآ» كه یك مار افعی بود میخواست او را بخورد و باز هم باگرا، او را نجات داد. بعد از آن باگرا از موگیلی قول گرفت كه بیشتر مواظب خودش باشد و او هم به قولی كه داده بود، عمل كرد. داستان حاضر به دو زبان فارسی و انگلیسی برای كودكان گروه سنی «ب» تهیه شده است." |