| • چکیده : |
,"تابستان تمام شده بود و موقع آن بودكه «مری» و «نازنین» برای مدرسه آماده شوند. امسال مری به كلاس اول و مارتین به مهد كودك میرفت. روز قبل از مدرسه مادر هر دو را به خرید برد و آنها لوازم مورد نیازشان را تهیه كردند. بعد از آن مادر آن دو را به مدرسه برد تا از كلاسهای جدید دیدن كنند. هنگام شب مری و مارتین شام را خوردند و زود به رختخواب رفتند تا صبح سرحال به مدرسه بروند. صبح كه شد هر دو از پدر و مادرشان خداحافظی كردند و قول دادند در راه مدرسه مراقب یكدیگر باشند. داستان حاضر برای كودكان گروه سنی «الف» و «ب» تهیه شده است." |