| • چکیده : |
رمان كتیبهخوان ویرانی" از چند روایت هم سو و در عین حال متناقض شكل گرفته است. روایت اصلی به شخصیت "ماریا مینورسكی"، ـ نوه فئودور مینورسكی (مستشرق معروف) ـ مربوط میشود كه به منطقه غرب ایران میآید تا نشانههای حضور تاریخی پدرش را بازیابد. او با وضعیت اسطورهای و واقعیتهای اجتماعی، سیاسی منطقه درگیر میشود و سرانجام در رودخانه "سیروان" ناپدید میگردد. روایت دیگر، ذهنیت و تكگویی "آقای حقیقی" ـ یكی از شخصیتهای دیگر داستان ـ را دربرمیگیرد كه در جریان بمباران، موجی شده، البته زبان او بر نثر كتاب سایه افكنده است. در كتیبهخوان ویرانی، روایتهای دیگری وجود دارد كه از جمله: "باغی در نزدیكی سراب نیلوفر" كه میتواند استعارهای از باغ بابل باشد." |