| • چکیده : |
,"پسری هفتساله در پشت بام به دلیل توجه به كرشمههای دختر همسایه، "لیلی"، سقوط كرده و سه روز در حال اغما به سر میبرد. در این حال پدربزرگ وی كه فردی است با ایمان و اهل عرفان با تمسك به پیر خویش، سلامت نوه را بازمیگرداند. اكنون پس از گذشت سه سال از این واقعه، پدربزرگ، خاطرات خویش را از سفری اشراقی كه طی سه روز صورت گرفته، برای نوهاش بازگو میكند؛ تجربیاتی عارفانه كه از طریق تجربه، مشاهده و آزمون صورت پذیرفته است. پدربزرگ طی این خاطرات، همواره نوه را از عشق زمینی برحذر داشته و به سمت عشق عرفانی سوق میدهد." |